امام خمینی(ره):از آزادیهای‌ مخرب‌ باید جلوگیری شود و از آنچه‌ در نظر شرع‌ حرام‌ و آنچه‌..مخالف‌ با حیثیت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است‌ به‌ طور قاطع‌ اگر جلوگیری‌ نشود،همه‌ مسئول‌ می‌باشند و مردم‌ و جوانان‌ حزب‌اللهی‌ اگر برخورد به‌ یکی‌ از امور مذکور نمودند به‌ دستگاههای‌ مربوطه‌ رجوع‌ کنند و اگر آنان‌ کوتاهی‌ نمودند، خودشان‌ مکلف‌ به‌ جلوگیری‌ هستند. خداوند تعالی‌ مددکار همه‌ باشد.(بند میم وصیت نامه)   
  
 
   
 
امروز دو شنبه 1 خرداد 1391
کد خبر: 440     تاريخ انتشار: 14/11/1390 09:39

دل نوشته یکی از اصولگرایان برجسته و مغضوب لابی ثروت و قدرت استان

برادر ترکمن از چهره های اصولگرای استان و مدیر مسئول روزنامه ای است که در دوران دوم خرداد و جنگ نرم غریبانه آن دوران در بین نشریات استان تلاش کرد و از انجا که در قضایای اخیر نیز منتقد جدی اقدامات و تخلفات لابی ثروت و قدرت استان و حامی نیروهای حزب الله باقی ماند، مغضوب برخی حضرات! واقع شد و در مدیریت فرهنگی استان مجال فعالیت شایسته نیافت و به مدیر کل اداره ارشاد استان همدان منصوب گردید. هنوز سخنان اهانت امیز آقای دادوش گل سفیدی چهارمحالی، در واکنش به تیتر عادی روزنامه ابوذر درباره نمایشگاه مار با عنوان « سلطان مار از چهارمحال به کرمانشاه آمد» در خاطرات تلخ اصحاب رسانه استان باقی است...

 دل نوشته زیر مقاله اخیر ایشان درباره سردار حزب الله شهید جعفری و اعتقاد ایشان به تداوم راه آن سردار غریب و بابصیرت خطه غرب است:

به نقل خط نیوز: *:« و ان لو استقاموا علی الطریقه لاسقیناهم ماء غدقا»

این روزها، روزهای یاد از امتی سلحشور است که در قافله ی امامی ابراهیمی صفت به میدان آمدند و از جان و مال و آبرو مایه گذاشتند تا شهد شیرین پیمان الهی را سر کشند و مرزهای جدید اندیشه و ایمان را در جغرافیای تاریخ تبیین نماید.

روزهایی که هر فریاد « روح منی خمینی، بت شکنی خمینی» از نای  زخمی مردمان آرش ساز و ضحاک کش ضربان های قلب جریان استکبار، استعمار و استحمار را فزونی می بخشید و التیامی بر ضمیر خسته ی بشریت در طول اعصار بود.

کرمانشاه، استان ما، استان پنجم، استان رادمردان،شیرزنان و پهلوانانی بود که در صف اول این مبارزه ی تاریخ ساز و حسینی «ع» مسلک قرار گرفته بودند. کرمانشاه که از خباثت و خیانت دشمنان دژخیم به جان آمده بود با سرداران بزرگی به میدان آمد و پیشقراولان این نهضت الهی در این استان علمای بزرگی بودند که یاد و نامشان همواره در صحیفه مقاومت و ایستادگی این سرزمین زبانزد خاص و عام خواهد بود. آیت اله حاج مجتبی حاج آخوند، آیت اله شهید عراقی، آیت اله شهید اشرفی اصفهانی، آیت اله سید مرتضی نجومی و بزرگانی دیگر که در این وجیزه نام بزرگشان نمی گنجد، چنان در دفاع از آرمانهای الهی انقلاب اسلامی مستحکم ایستادند که نام نیکشان در دفتر پر افتخار جمهوری اسلامی تا ابد خواهد درخشید. خداوند در این روزها که حتما نام پاک آنها آذین بخشش است، غفران واسعه اش را بر وجود نورانی آن عزیزان نصیب گرداند و به ما آن توفیق را مرحمت فرماید که در دو سرا همراه آن پاکان باشیم انشاءالله؛

علاوه بر این بزرگان روحانی و معلمان اخلاق الهی، نام و یاد برخی بزرگان کرمانشاه که پرچمدار و پیشقراول نهضت اسلامی در کرمانشاه بودند از ذهن انقلاب پاک نخواهد شد. این افراد پیشروان و پیشتازان حرکت الهی انقلاب اسلامی بودند که در کرمانشاه نام شهید سعید، اسوه ی مبارزات ضد حاکمیت شاه خائن، سید محمد سعید جعفری«رزقنا الله شفاعته فی الدنیا و الاخره» چونان ستاره ای درخشان در آسمان غیرت و جوانمردی کرمانشاه سرفراز می درخشد.

شهید سعید سید محمد سعید جعفری، شهیدی که به فرمایش مقام معظم رهبری امام خامنه ای«مدظله العالی» از جمله ی شهدای پیشرو و پیشتاز بود با بصیرت و هوش فوق العاده و الهیش، مرد مقابله با بحران ها در استان نام گرفته بود و به حق در مقابله با بسیاری از کژروی ها و انحراف ها به سان حدیث« المومن کالجبل الراسخ لاتحرکه العواصف» ایستاد و در اوج مظلومیتش مقتدرانه در مقابل جریانات التقاطی و خطوط و نحله های بیمار به مبارزه ای جانانه پرداخت.

یادم می آید روزی که در راه تکمیل پژوهش « نجم افلاکی ما» که مشتمل بر گذری از زندگی نامه ی گهربار مرحوم آیت اله العظمی نجومی«رحمت الله علیه» بود، قدم می نهادم برای تحقیق نزد یکی از بزرگان شهرمان رفتم تا گرد خاطراتش را تکانی دهم و پرنده ی خاطرش را به روزهای دور به پرواز درآورم. وقتی تصویر بیانیه های امام راحل«ره» را بر من عرضه داشت که نام بزرگان روحانی شهر در ذیل آنها نقش بسته بود، از نقش بی بدیل و منحصر به فرد شهید جعفری سخن راند و حماسه های آن بزرگوار را در راه مبارزه با رژیم طاغوتی شاه بسیار ستود.

آن یار قدیمی از سعید گفت؛ سیدی که مظلومانه در محاق شب اندیشان کور دل مدتها طعم ظلم را چیشد . شهیدی از تبار سلاله ی رسول اله«ص» ، شهیدی شاهد از تبار شهیر « الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» .

نمی دانم چرا این دیار خادم ترینش مظلوم ترین است ؟ چرا اسلوبهای صداقت، صراحت، ایمان و مبارزه به دست دست پروردگان جریان کثیف تثیلیث زر و زور و تزویر بیشترین تیرها را به جان می خرند؟ هر چند این رسم دنیاست ولی انقلاب ما می خواست بر مبنای مبانی وحیانی بر این رسوم سر تا پا پلشتی مهر باطل شد بزند والحق و الانصاف این امر بزرگ را تا جایی که می توانست و می گذاشتند به خوبی انجام داد اما در کرمانشاه و در آن روزهای نخستین که جرثومه های پلیدی هنوز خود را در لباس تشرع و تقید جا زده بودند داستان مظلومیت جعفری ها داستانی دردآور بود و هست.

سید سعید ما، شهید پیشرو و پیشتاز کرمانشاه، سید محمد سعید جعفری، هیچگاه از مردم برای خودش و برای بالا رفتن از پلکان قدرت پله نساخت. سید سعید ما اهل دل بود، اهل دلالت بود و اهل ولایت؛ اهل ولایت را چه به بساز و بفروشی دنیایی دنیازدگان!  پس باید می کوفتندش، باید با تمام وجود علیهش کار می کردند تا مبادا روزی سربرآرد و از این کژدم های چپ نمای راست کوب! سخن بگوید! وقتی در آن دوران خمینی کبیر شهادت بهشتی عزیز را در قبال مظلومیتش ناچیز می دانست جای این تامل هست که خوب بدانیم هر کس بر سرای دنیا می خواهد رنگ بهشت را ببیند و استشمام ملکوت کند باید طنین فریاد مظلومیتش گوش تاریخ را کر کند و بین این مظلومیت کشیدن و این بهشتی شدن چقدر همگونی و هم رنگی است؛ و سعید عزیز از جمله ی آنان بود که عطر مظلومیتش راه تنفس را برای ما باز می کند تا مبادا از این همه بوی نامطبوع گنداب دنیاطلبان دچار افسردگی و دل زدگی شویم.

سید سعید استان ما « الگوی مظلومیت» این خطه ی خون رنگ است و البته الگوی مدیریت متعهد و آگاه کرمانشاه و مهم تر از همه الگوی بی نقص ولایت پذیری؛

اگر سعید بود برای این روزهای ما، از اقیانوس نعمتهای بیکران انقلاب اسلامی می توانست دریا و دریاهایی به این مردم زجر کشیده هدیه دهد . هدیه ی سعید آب و آیینه و آفتاب بود. اما چه می توان کرد که آن بزرگ مرد را در ایام دفاع مقدس به یادگاری از مردم کرمانشاه، این سرزمین شرف و غیرت، تقدیم نهضت بزرگ خمینی کبیر کردیم تا انشالله انفاس قدسیه اش بر این روزهای ما برکت دهد.

و البته این نکته ای بسیار عمیق است که نظام اسلامی ما هرگز و هرگز باب رحمت و نعمتش به روی محرومین بسته و قبض نبوده است. نظام الهی ما دریایی خروشان از نعمت است، از نعماتی که به همت امامت جامعه و خون شهدا و ایثار ایثارگران بر مردم عرضه شده است و امسال در آستانه طلوع فجر اگر نام و یاد سید محمد سعید را بر زبان داریم، اگر از شهدایمان می گوییم می خواهیم این موضوع ماندگار شود که انقلاب بی نام امام«ره» و یاد شهدا هرگز پایدار نیست. اما شرحی که می خواهم به آن بپردازم شرح مظلومیت سید محمد سعیدهاست و ادامه این مظلومیت تا امروز؛

شهر من، استان من، افتخار دارد که مشهدالشهداء است. مامن و معبر زوار سیدالشهداء«ع» است. گرد خستگی و بوی تربت کربلا از کوچه کوچه ی آن به مشام می رسد. فرزندان شهیدش خیل فراوانی را در بر میگیرد. می خواستم نام از نام آوران داشته باشم اما هر چه اندیشیدم نتوانستم بیابم که از کدامین شخصیت باید شروع کنم. زیرا همه در صف اول و در خط اول حفاظت از انقلاب هستند . ناچار با عذرخواهی از خانواده معظم شهدا گرد نام ها نمی گردم تا مبادا شهید عاشقی از قلم بیفتد. راستی دلم بی هوا به سمت مظلومیت شخصیت های بزرگ این استان رفت بگذارید نام نبرم که اگر نام ببرم به خطی بودن متهم می شوم و اثر این نگاشته به خون دل زایلش می گرداند.

چند هزار و بهتر بگویم چند ده هزار شهید از این خاک بر شانه های زخمی ما تشییع شده و  عطر دل انگیز شهادت هنوز بر دوش جان ما نوید بهشت  می دهد. چندین هزار از این خاک به افلاک پر کشیدند . در شهر ما، در استان ما، در کوره موش، دشت ذهاب، سومار، پل هفت دهنه، پادگان ابوذر، چهار زبر یا همین تنگه ی مرصاد خودمان، آق داغ و بازی دراز ، رد خون های بر زمین ریخته هنوز کربلا را به یاد می آورد؛ انگار اکبر حسین«ع» و عباس زینب«س» در صف قتال ایستاده اند و شمشیرهای از نیام برکشیده شان رو در روی حسین«ع» قد کشیده اند تا مبادا خسی و خاشاکی جرات نکند بر دامانش بنشیند.

با این همه رنگ عشق و شهادت، مگر من و تو می توانیم در برابر آینده ی این مردم بی تفاوت باشیم؟ مگر می توانیم همرزمان شهید جعفری را از ذهن بزداییم؟ مگر می شود در کنار این همه نعمت جمهوری اسلامی مظلومیت رهبری را در قبال جریانات فتنه و انحراف ندید؟

امروز در دهه ی چهارم انقلاب اسلامی باید برخی آسیب ها را به چشم جان و دل دید و رصد کرد. جریان های خاصی با مارک های ظاهری استاندارد و منطبق بر نظام اما با ذات های کاملا منحرف مترصد براندازی نرم نظام اسلامی از راه خدمت رسانی نامطلوب، اختلاس های عجیب و... هستند. در این راستا از حداکثر ظرفیت های اقتصادی و سیاسی برخوردارند. صف بندی های پنهان جریانات نفاق، فتنه و انحراف قابلیت عملیاتی خود را کاملا عوض کرده و قالب و قامت دیگری را ترسیم نموده اند. مگر می شود برخی تغییر و تحولات را به سادگی ارزیابی کرد ؟ مگر می توان منزوی شدن دهها مدیر لایق را به یک اختلاف سلیقه ی صوری تقلیل اهمیت داد؟ مگر تردیدی باقی مانده است که نیروهای ولایتی و متدین و خوشنام و صاحب اندیشه در این استان به بلای خانمانسوز تفرقه مبتلا گردیده اند؟ اینها را مگر می توان امری تصادفی، بی هدف، معمولی و روندی جاری در امور دانست؟ حتی در دوران های گذشته نیز چنین رفتار سیاسی با نخبگان، فرزانگان و پیشقراولان تفکر انقلاب اسلامی و نمونه ی وجودیش شهید جعفری نشده است. همراهان « شهید پیشرو و پیشتاز» ما که عمیقا در خدمت نظام اسلامی بوده و گواهی ایثارگری، تعهد و ایمانشان به نظام و رهبری هر لحظه افزونتر شده است چرا آماج حملات پنهان و پیدا قرار می گیرند؟ اینها سوالات روشن ماست.

 

پنهان نمی کنیم و آشکار می گوییم و البته با حفظ وحدت حول محوریت امامت مظلوم و مقتدر جامعه اسلامیمان، با تعهد به خون شهدا در سالهای شکوفایی نعمت ولایت و امامت باید جریان شناسی صحیحی داشته باشیم و عمارگونه دغدغه های امامت جامعه را در این خطه ی پهلوانی واکاوی کنیم و مریدانه پردازش کنیم.

سر و سر این سخن با آنانی است که با بصیرت و ولی شناسی، با بردباری و نازک اندیشی به تحلیل موضوعات می پردازند. امروز انقلاب اسلامی بیش از هر زمان دیگر در معرض هجمه و هجوم نفوذ نفس های اماره ی جریانات وابسته به قدرت و ثروت است که منافع خود را در تفرقه بین صفوف مردم و حاشیه پردازی های حاشیه سازان می پندارند. امروز هم نیاز هست سید محمد سعیدهای جعفری به میدان بیایند و مظلومانه و با بصیرت در مقابل جریان های ضد انقلاب بایستند که بحمداله تا به امروز عمارهای دست پرورده ی امام و شهدا و خامنه ای عزیز توانسته اند در مقابل این جریان های خبیث محکم بایستند. الان که در بدر و خیبریم باید بدانیم گلوگاهها را دیگر به دست احدی ها نباید بسپاریم. نباید به فزونی دشمن نسبت به خویش هراس به دل راه دهیم که « کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن اله» باید متوسل به ذات باریتعالی شویم تا درب های خیبر نفوذ ناپذیر جریان های مخرب داخلی و خارجی را با دستان حیدری از جای برکنیم.

باید سبز قامت و سرخ سیرت در مقابله با تهاجم بنیان کن جریانات فکری و فرهنگی التقاطی که از فتنه و انحراف منبعث می شوند تا جایی که می توانیم محکم بایستیم و برای این ایستادن هم منتظر حلوا و شهد دنیایی نباشیم. باید درد بکشیم تا هم ذاتی با حسین«ع» بیابیم. باید دریا دریا خون دل بخوریم و تلاش کنیم تا این انقلاب در این سالروز 33 سالگیش هر روز گام های بلندتری به سوی جامعه ی آرمانی و اسلامی بردارد.

ما باید شبهایمان را با بصیرت صبح کنیم؛ باید در مقابل خط انحراف و التقاط، در مقابل پایکوبی ازدواج نامیمون قدرت و ثروت چونان کوه بایستیم و وای بر ما اگر بنابر مصالح دنیاییمان، بنابر رفاقت های بی پایه مان، بنابر هزار توجیه خویشتن فریبمان در مقابله با علفهای هرزی که می خواهند انقلاب سراسر خون و عزت و شرفمان را خشک کنند نایستیم و ساده لوحانه تنها به دعا بسنده کنیم.

ما موظفیم با استمداد از درگاه الهی و استعانت از انفاس قدسیه ی امام خامنه ای و شهدای عزیزمان در راه حفظ و پاسداری از آرمانها تا آخرین قطره ی خون و آخرین ذره ی آبرو و آخرین سکه های مال ناقابلمان حرکت کنیم.

مبادا بی تفاوت یا نومید شویم. مبادا از حوادث رنگارنگ روزگار درس جدایی از انقلاب بگیریم که ما در قبال این یادگار امام و شهدا موظفیم.

* مدیر مسئول سایت خط و روزنامه ابوذر کرمانشاه

 
*نام:

ايميل:

*نظر:


نظرات کاربران
اخبار برگزیده
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ بوده و متعلق به حزب الله کرمانشاه مي باشد.
استفاده از مطالب اين وب سايت با ذکر منبع بلا مانع است.